هــدف از راه اندازی این وبلاگ آشنائي با فرهـنگ مناطق
بخــــتیاری نـشین و شــهرشتان ايـــــذه میباشد
تاريخچه شهر ايذه و مراکز تاریخی وباستانی شهرستان ایذه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
زردكوه: حالا باز آن كودك دلش گرفت، اين دفعه خيلي حرف دارد مي خواهد بگوید كه دل تنگ ايل ومالِِِِِِ دل تنگ باروبنه دل تنگ صداي چرّو چرّ داس پدرِ ودلتنگ موسيقي مشك وملارمادرِ، دلتنگ بازيهاي پسينه، دلتنگ قيل وقال كوچِ، دل تنگ لحظههاي باهم بودن، دلتنگ آن روزهايي كه كُپ چاله مينشستيم وعطرچاي تازه همه را گرد هم آورد زردكوه بگو ايل به كجا كوچيد ميرمال كي صدايمان كرد؟! نكند خواب مانديم.
زردكوه: بگو كه هنوز ايل ومال درحركت است، بگو: كه هنوز تومال مني، بگو: كه آن دور دورها هنوز مال ماست، بگو: هنوز درختان بلوط سايه سار كودكان ايلِند تا طناب بازيشان را به آن محكم ببندند بگو كه مثل هميشه هيچ كس جرات ندارد پاي به قلمرو ما بگذارد، زردكوه بگو: بگو بازمرا مثل هميشه به ميهماني ستاره ها مي بري، وازبلندايت ماه رانشانم ميدهي، زردكوه بگو: كه بازهم لونه كبك ها رانشونم مي دي قول مي دم دست به بچه كبك ها نزنم، زردكوه برام بگو:آيا هنوزهم صداي غرش شيرونعره پلنگ مي تواند سكوتت رابشكند؟
زردكوه: كي به ميهماني بابونه ها دعوتمان مي كني؟ مي شود دوباره همه گراگرد تش مال جمع شويم تاسپيده دمانت حلقه شاديمان را نظاره گرباشد؟ مي شود دوباره برآمدن خورشيد را ازستيغ استوارت نشان مان دهي؟ گفتم سپيده ياد مادرم افتادم ياد اون سپيده دمان قشنگ بخير كه مويسقي مشك وملارش ازخواب بيدارمان مي كرد و براي آغازيك روز خوب نويدمان ميداد.
زردكوه: ازگذشته بگو از روزهايي كه چون غروب مي شد گله هاي گوسفندان مان ازدامنه هايت سرازير مي شدن و مثل شعبه رودخانه هايت به هم مي پيوستن و به دريا مي رسيدن آن وقت همه گرداگرد (تش بلازي)جمع مي شديم وخستگي رابه باد ميسپرديم، آن شبها كه شعله آتش مان تا اون دوردورها راروشن مي كرد، آن روزها كه هيچ كس تنها نبود شادي وغم درد و محنت مال همه بود زردكوه از اون وقتها بگو كه پيلك ميناي خواهرم از نور بود و سرانداز عروس ايل رنگين كمانِ حائل دشت وكوه، از اون روزها بگو كه عروس ايل رادرهلهله باد شمال به مال بالا مي برديم درحاليكه ستارهها به تماشا آمده بودند وقرص ماه چهارده به عروس مان حسودي مي كرد و طنين ساز و دهل گوش شيطان را كر مي كرد.
زردكوه: حالا آن كودك ديروزي دلش گرفته دراين ازدحام و تلاطم بي پايان، دراين فضاي بي روح سنگ و آهن و سيمان، دراين غروب وغربت وتنهايي، ازهرچه شهربازي و چيپس و خيابون و بوقهاي سرسام آور و رنگهاي سرد و بي خاصيت به ستوه آمده، كودك ديروزي بهونه بزغاله مي كند بهونه دويدن روي تپه ها وپريدن ازروي سنگها، بهونه يك پياله تليت ماست، بهونه يك خواب شيرين درپناه بوهون غرق درلالايي مادر..
زردكوه : مرا ببربه بلنداي قلّه ات به آنجايي كه دنيا زير پايم است به آنجايي كه ايل ومال من است به آنجايي كه گذشته هاي ايل وتبارم را به ياد آورم به آنجايي كه خروش رودخانه و چشمه سارانت را تماشا كنم مرا ببر به آنجايي كه هيجار كنم و بچه ها را براي بازي هل هله كوسه دعوت كنم زردكوه دست مرا بگير ودرّه به درّه، وارگه به وارگه ببر، ببر به آنجايي كه در شميم عطر بابونهها گم شوم، ببر به آنجايي كه تا تهِ دشت سرشار از شقايقهاي وحشي است، مي خواهم تا نفس دارم بدوم و بدوم و
بدوم تا برسم به آنجايي كه چشمه است، آنجايي كه آبشخور كبكان معصوم ونيايشگاه پدرم است، همان جا كه ازسمفوني مشك و ملارمادرم سرشاراست آنجايي كه هربامداد خروسان چالاك اذان مي گفتند وايل از زلال چشمه وضو مي ساخت و هم نواي كبكانت به اقامه عشق مي پرداختند، مي خواهم آنجا به نمازبايستم ....
يك نفر بايد بخواند ايل را كاشكي باران براند نيل را
رد پاي ايل را گم كرده ايم آسمان را بد تجسم كرده ايم
ايل ما كوچيد پشت رنگها دور گشت از چشم ما فرسنگها
ايل من در هم همستان گم شده در غروبي از غم ستان گم شده
موج در موج دويت من كجا ست كاسه گرم تليت من كجاست
من كتاب ايل را گم كرده ام آفتاب ايل را گم كرده ام
ايل من از بي قراري كوچ كرد در غروب بي بهاري كوچ كرد
فصل فصل غربت ايل من است نسل نسل غربت ايل من است
خط خط چوقاي من بي رنگ شد پيلك ميناي تو از سنگ شد
گرمي دستان مان را آب برد ايل كوچيده است و مارا خواب برد
ريشه ما لابلاي سنگها ما اسير خدعه و نيرنگها
هفت حرف ايل من ايل من است واژه هاي ناب انجيل من است
قيل و قال ايل من آواز من آسماري زردكوه تاراز من
ساكنان قلعه درديم ما از تبار صخره زرديم ما
وراثان درد و باران و نمد از تبار ايل سردار اسعد
هفت شهر عشق در ايل من است تيشه فرهاد ماپيل من است
در به در دنبال ايلم مي روم وارگه تا وارگه هي ميدوم
ايل من يك روز برخيزد ز خواب قرن ما ابر است و ايلم آفتاب
(ايبنا)
مصرف گياهان دارويي از ديرباز در منطقه بختیاری مورد توجه بوده تا جايي كه در سفرنامه ناصرخسرو بدان اشاره شده و دهقان ساماني نيز در شعري برگرفته از سعدي شيرازي بدان اشاره كرده است.
كوهستان هاي بختیاری در هر فصل، محل رويش گياهان معطري است كه درمان بسياري از امراض، موثر و مفيد است و از اين رو عشاير استان در بسياري موارد بيماري خود را با عصاره اين گياهان درمان مي كنند.
با توجه به وجود بيش از 150 گونه گياه دارويي و با خواص درماني در بختیاری اكنون به درمان چند نوع بيماري از طريق گياهان دارويي در مناطق بختياري مي پردازيم:
۱- درمان سردرد: « گل برنجاس » كه گياه بومي مي باشد را دم كرده و مي خورند، برگ بيد مجنون را دم كرده و آبش را مي خورند، آب سرد را در كف دست ريخته و از راه دماغ نفس مي كشيدند تا خوب شود.
۲- درمان سرماخوردگي: براي درمان سرماخوردگي، گل برنجاس و گل «پشمالو» و گل گاوزبان و گل ابريشم را با هم مخلوط و دم كرده و آنها را مي خورند.
۳- درمان بريدگي: براي درمان بريدگي برگ گياه پرمنگنات را پودر كرده و در محل بريدگي مي ريختند و براي جلوگيري از عفونت بريدگي برگ گياه «بوبر» را داخل پارچه گذاشته و روي بريدگي يا در نزديكي محل بريدگي پارچه را مي بستند تا از طريق بوي اين گياه عفونت به محل بريدگي سرايت نكند.
۴- درمان برفك دهان نوزاد: براي درمان برفك دهان نوزاد نمك و خاكستر چوب بلوط و گياه موسير را مخلوط نموده و در قسمت برفك نوزاد مي ماليدند، قره قروت را به قسمت برفك مي ماليدند. روش ديگر بدين صورت بود كه گياه خاك شير را با آب مخلوط نموده و بعد از يك شب ماندن، كمي از آن را به نوزاد مي خوراندند.
۵- درمان بيماري سرخك: اين بيماري در منطقه بختياري «سوريز» نام دارد و براي درمان آن، گياه خاك شير را با آب مخلوط كرده و قبل از صبحانه به بيمار مي خورانند.
۶- درمان دمل: براي درمان دمل برگ گياه «دينشت» را با شير مخلوط نموده و به صورت مرحم روي دمل مي گذاشتند تا چند روز ديگر دمل پخته شده و با سوزن چرك دمل را خالي مي كردند.
۷- درمان زگيل: روش درمان زگيل بدين صورت بود كه قارچي بنام «پيفه» در تنه درخت بلوط رشد مي كند و تكه اي از آن را كنده و آتش مي زدند و سپس روي زگيل گذاشته تا از بين برود.
۸- درمان بيماري عقيمي در مردان: به فرد مبتلا، دارچين، زنجفيل و عسل مخلوط شده را در صبحانه مي دادند تا بخورد و اين كار طي دو سه ماه انجام مي شد.
۹- درمان بيماري يبوست: برگ گياه گل بنفشه را دم كرده و مي خوردند و در فصل پاييز و زمستان از ريشه آن استفاده مي كردند.
۱۰- درمان اسهال: براي درمان اين بيماري آرد سنجد بنام «آرد كنار» را مي خورند و يا اينكه برنج و ماست مي خورند و يا اينكه چهار دارو بنام پونه، جوشنده، «اورشم» و مذاله را با هم مخلوط و دم كرده و آبش را مي خورند.
۱۱- درمان زخم معده و ورم معده: براي درمان اين بيماري ابتدا تخم بلوط را مي پزند و به مدت دو يا سه روز آنها را در آب انداخته تا تلخي آن از بين رود، سپس آنرا خورد كرده و پودر آن را با ماست مخلوط كرده و مي خورند.
۱۲- درمان دندان درد: براي درمان دندان درد چوب سدر را در آب جوش مي جوشاندند و آب آنرا قرقره مي كردند و يا اينكه براي درمان آن از ترياك استفاده مي كردند بدين صورت كه ترياك را در قسمت دنداني كه درد مي كرد مي گذاشتند يا اينكه چاي يا نمك را جوشانده و آبش را در دهان قرقره مي كردند.
۱۳- درمان گل مژه: براي درمان اين بيماري كه اصطلاحاً به آن «گي و نو» مي گويند، برگ پياز را داغ نموده و در قسمت گل مژه مي گذارند و يا اينكه شيره درختچه گون را با شير مخلوط نموده و در قسمت گل مژه مي گذارند تا خوب شود.
۱۴- درمان خونريزي لثه: براي درمان اين بيماري خاكستر چوب بلوط را با نمك و گياه موسير مخلوط و لثه را با آن مي شويند.
۱۵- درمان كچلي: درمان كچلي بدين صورت بوده كه شيره درخت انجير را به سر مي ماليدند و پس از مدتي آنرا با آب شستند.
۱۶- درمان روماتيسم: براي درمان اين بيماري ريشه گياه «ميجور» را جوشانده و مي خورند و يا اينكه دانه گياه «تتم بر» را كوبيده و در محل درد مي ماليدند.
۱۷- درمان بيماري يرقان (زردي): براي درمان اين بيماري ابتدا فرد مبتلا را لخت نموده و دسته اي از شاخ و برگ درخت بيد را روي زمين پهن مي كردند تا بيمار روي آن بخوابد و روي بدنش را نيز از شاخ و برگ پر مي كردند سپس دوغ ترش را روي بدن بيمار ريخته و در توبت دوم آب سرد مي ريزند و بعد از دو سه ساعت كه فرد احساس سردي مي كرد، بزغاله قهوه اي رنگ را كشته و خونش را روي سربيمار مي ريزند تا بدنش آغشته به اين خون شود و بدين روش اين بيماري را مداوا مي كردند.
اكنون به طور مختصر به معرفي چند نمونه از گياهان دارويي استان و راهكارهاي درماني آنها مي پردازيم:
كاردين: گياه تندي كه در كوه مي رويد و براي پختن آش هم از آن استفاده مي شود، گرم است و براي دفع گرمي- دل درد- سر درد و بادي كه در كمر وران است استفاده مي شود.
اندش: اندش سبزي كوهي است كه خيلي تند است، شكل تره پياز ولي پهن تر و چهار پنج تخته مي باشد و پوست آن از تره پياز پهن تر و سفت است، دو سه لبه مي باشد و يك لبه كوچك وسط ان مي باشد. اين گياه هر چه به سمت مناطق گرمسيري برويم بيشتر رويش دارد و براي درمان شكم درد – تصفيه خون- اسهال و بادي كه بدن دارد استفاده مي شود، خاصيتي شبيه انسولين دارد كه باعث دفع قندخون شده براي دفع گرمي مفيد است و آنرا در آش يا در برنج مصرف مي كنند.
سُر گياه: همان سرخ گياه است، گياهي قرمز رنگ كه در نوك كوه مي رويد- گرم است و باعث باز شدن رگها مي شود- آنرا كوبيده با پي بز مخلوط مي كنند و روي محل سوختگي مي مالند.
بنُصر: به بُنصر، بُصر هم مي گويند، براي دفع سنگ كليه، سينه درد و گلو درد مفيد است، بنصر را صبح مثل چايي مي جوشانند و استفاده مي كنند. اين گياه گرم است و براي رفع سردي مفيد مي باشد گاهي نيز تازه آنرا پخته و با روغن سرخ مي كنند، ترشي محل كه به آن قارا مي گويند به آن اضافه كرده و مي خورند.
بلوط: پوست بلوط را جفت مي گويند آنرا با آب پخته و از آب آن جهت پايين آوردن فشار خون و تسكين درد معده استفاده مي كنند. بلوط را مي كوبند و آنرا آرد مي كنند كه به آرد بلوط كلگ مي گويند. از كلگ بلوط براي درمان اسهال استفاده مي كنند.
پونه: كه به زبان محلي پينه مي گويند، گرم است براي دفع اسهال- عفونت روده استفاده مي شود- ريشه آنرا پخته و با آب نبات مي خورند. برگ و گلهايش را نيز جدا كرده و در دوغ يا ماست مي ريزند.
ريواس: براي درمان زردي ( يرقان) استفاده مي شود آنرا خشك كرده مي سايند همراه با زردچوبه و دوغ به سر بيمار مي مالند.
نانا: گياهي گرم است كه آنرا مي چينند-خشك مي كنند و به گوشت مي زنند- دم كرده آن براي درد شكم مفيد است.
اشو: گرم است براي ناراحتي مثانه و عفونت زنان استفاده مي شود. هر زني كه سردي دارد آن را پخته و با نبات استفاده مي كند- براي رفع سردي مفيد است.
توله: گياهي گرم است كه به صورت آب پز پخته براي دفع عفونت استفاده مي شود.
چويل: خاصيت ضد عفوني دارد براي جلوگيري از فاسد شدن گوشت و ضد عفوني كردن آن چويل را زير و روي گوشت ماليده تا ديرتر فاسد شود.
كومه: گياهي است گرم – داراي گل سفيد كه ساقه آن زياد بلند نمي شود – خاصيتي شبيه گچ دارد كه در شكسته بندي استفاده مي شود. هنگامي كه با تخم مرغ مخلوط مي شود محكم و سفت شده و به جاي گچ روي قسمت شكسته مي مالند و با پارچه روي آنرا مي بندند- اين گياه هم چنين براي دفع عفونت نيز مفيد است و خاصيت زنگ زدايي دارد.
تره كوهي: با تخم مرغ استفاده مي شود و براي دفع سردي مفيد است.
از روني اول: گياهي محلي است كه در بعضي نقاط بختياري مثل روستاي سرآقا سيد مي رويد و از آن براي درد دندان استفاده مي كنند. براي درمان درد در نقاط ديگر بختياري از سقز گياه «بَن» نيز استفاده مي كنند. اين شير را روي دندان گذاشته و باعث جذب عفونت دندان مي شود و درد دندان بهبود پيدا مي كند.
گل خني: همان گل ختمي است براي عفونت ادرار و ناراحتي مثانه مفيد است آنرا روي مثانه و شكم مي بندند و باعث دفع عفونت مي شود.
جوشير كلفس: جوشير كرفس است – به منظور رفع تب و استفراغ و مسموميت در اطفال و كودكان استفاده مي شود.
بريزه بند: شيره اي است كه از درختان مي گيرند، مانند موم است. براي كشيدن عفونت دندان روي دندان مي مالند. براي درمان ترك پا و درد سينه هم مفيد است. خوردن آن با آب جوش مفيد مي باشد.
گياه زرآبي: همان زرد آبي است گياهي گرم است به منظور تصفيه خون و رفع كننده درد مفاصل استفاده مي شود.
ريشه كرفس: براي دفع رماتيسم مفيد است، از آب آن استفاده مي شود و دفع كننده سردي نيز مي باشد.
ترشي انار و ليمو: دانه هاي خشك شده انارا ترشي انار گويند كه در غذا به عنوان چاشني استفاده مي شود و براي دفع مسموميت نيز مفيد است.
لليسُر: گل سرخي است، كه براي تنگي سينه مفيد است دانه هاي درون گل آنرا هنگامي كه رسيدند جدا كرده و مي خورند، دم كرده اين گياه مورد استفاده قرار مي گيرد.
در مذاکرات فصل بهار خوانین ده درصد (10%) از درآمد را مطالبه می کردند ولی دو روز بعد که سردار اسعد وارد مذاکرات شد آن رقم را کافی ندانست و مطالبه بیست درصد (20%) از درآمد را داشت. (5) اما آنچه نهایتا" بر سر کاغذ آمد نشان داد که افراد طرف معامله "پریس" انسانهای منعطف و کم توقعی بودند!؟
او در این رابطه می نویسد: "...صراحتا باید بگویم که بسیار متعجب شدم که چنین معامله سودآوری را با خوانین انجام دادم. وقتی آنها رقمی در حدود دوازده، شانزده تا بیست درصد از سود سهام را پیشنهاد می کردند، سه درصد نمی تواند رقم قابل ملاحظه ای باشد. درحقیقت آنها چیزی از سهام و اینطور چیزها نمی دانستند و بعضی اوقات در مقابل پرسش های من پاسخ های درهم و برهم و آشفته ای می دادند".(8) از این گفته ژنرال متوجه می شویم که در حقیقت طرف معامله "پریس" شرایطی داشته که اصولا" نیازی به مکر و حیله برای اخذ موافقت آنان نبوده است!؟
تجربه مالکیت خصوصی افراد بر چاههای نفت در ایالات متحده و بریتانیا وجود داشت و سرمایه گذاران بریتانیایی با زرنگی خاص این نکته را به خوانین بختیاری یادآوری می کردند که در غرب اگر کسی در زمین هایش چاه نفت پیدا کند مالک آن چاه خواهد بود و شما هم حق دارید مالک چاههای نفت خودتان باشید! البته شرکت نفت انگلیس و بختیاری از درج روی کاغذ فراتر نرفت و محدود به پرداختهایی محدود به خوانین بختیاری بابت حق نگاهبانی و اجاره زمین های تحت تملک ایشان شد و سهامی نیز در اختیار ایشان قرار گرفت که از حق تعریف شده برای ایشان نیز بسیار کمتر بود.
و امروز شاید وقت آن رسیده باشد که آینده سازان این قوم آموزه ی "نهرو" را آویزه ی گوش نمایند که: "ملتی که تاریخ خود را نشناسد مجبور به تکرار اشتباهات گذشته اش است."
